فردای خوبان

خرید بک لینک
فریاد,م را برآوردمبا سکوت، خموشیهمه به دهانم چشم دوخته بودندتا چیزی فریاد, کنمدهانم از درون دوخته شده بودکسی صدای فریاد,مسکوتم، خموشیم رااز چشمانم نخواند، نشنیداز بلندی صدای سکوتم آسمان هم به خشم آمدغرش فردای خوبان...

ما را در سایت فردای خوبان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 131 تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:14

گویا خواب دیدمصدایش از همین نزدیکی می آمدهمیشه نزدیک استما دور پنداریمشمهمانِ خوان مهرشغریبه می پنداریمشبارهانمک خوردیم و نمکدان شکاندیمدم نزدباز آغوش گشود و خندیدباز آیی ، باز آییبارها و بارها......ب فردای خوبان...

ما را در سایت فردای خوبان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 150 تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:14

چشم نبند
کاسه ی امید من
از باران, مهر مژگان تو
پر از واژه های ستاره ای عشق می شود
چشم نبند
درخشش نوشته هایم
پرتو ستاره های چیده شده
از آسمان دیدگان توست
چشم نبند
واژه های شیدایی من
از مرکب دریای دیدگانت است
بیاد تو از قلم من چو ستاره می چکد
چشم نبند
تا فردا راهی نیست
خواهی دید
من.....
همان کویر خشک، شاعر لال بی زبان
و تو.....
همان باران, مهر، واژه ي آرامشی(پیشکش به همسر مهربانم،
فردا 1393/9/6)

فردای خوبان...

ما را در سایت فردای خوبان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 130 تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:14

شکستم,صدای شکستن را نمیدانم شنیدی یا نه؟با آن همه رعد و برقی که چشمان تو دارددر میان این همه هیاهوصدای شکستن را چو شنوی؟ تقصیر تو نیستاین همه غوغا از ربایش چشمانت استو..... ما بینوایان که با دیدن آن قط فردای خوبان...

ما را در سایت فردای خوبان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 115 تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:14

کاش مرغ دلم بار دگر پر نگیرد
در این هوای گرگ و میش
یاد ترا از سر نگیرد
قصه ی نا تمام دیروز را
فردا دوباره از سر نگیرد
صد بار با شلاق مژه ات شکاندي
بار دگر شکستن را از سر نگیرد
حکم خود را حبس ابد کرده ام
گر دل در حبس هم از سر نگیرد
گر آب شوم در شیشه ام کنند
دل بخار گردد و از سر نگیرد
این چه حکمت بر سرنوشت
هر چه من خواهم دل از سر نگیرد
(فردا1393/11/4)

فردای خوبان...

ما را در سایت فردای خوبان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 161 تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:14

هیچ میدانی حال مرا
هیچ دیده ای کشتزار بی بار را
هیچ میدانی تشنگی در جوار آب را
هیچ دیده ای شرمساری خاک را
از دانه ها ی در آرزوی آب را
هیچ خوانده ای از اشک من
آرزوهای رفته بر باد را
خستگی راه و راه بی پایان را
امروز سوخته و فردای باخته را(فردا 1394/5/19)

فردای خوبان...

ما را در سایت فردای خوبان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 124 تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:14

چو باران, بهاری
صدای شر شر
باران, نامت، یادت، خاطره ات
در گوشهایم
از چشمان,م
بند نمی آید
بهار سبز همه
در هجران تو
بهر من زمستان سرد و سوزان
صبح زندگی بی سپیده
چشم به فردا بی نتیجه(1394/88ردا

فردای خوبان...

ما را در سایت فردای خوبان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 144 تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:14

چشم بستی و نديدي
که........ واژه های شعر عشق یک به یک از دوریت مردند
ومن..... دلتنگ شدم
تنها و دلتنگ مردم
فردا..... در میان مردگان
نیستی و نمی بینی
قبرستان,ی را شیدا کرده ام(1386/6/10 فردا)

فردای خوبان...

ما را در سایت فردای خوبان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 124 تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:14

صفحه بندی